مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چـقـدر مـنـتـظـر و بـیقـرارمـانـی تو شـبـیـه ابـر بـهـاری ز مـهـربـانـی تو حضور گـرم تو احـساس میشود دائم هـمیـشه و هـمهجـا در کـنـارمـانی تو بگـیـر دسـت مـرا تا به آسـمـان برسم مـنـم که اهل زمـیـنـم، وَ آسـمـانـی تو کریمی و همهجا حرف این کرامتهاست خـدا کـند که مـرا هم زِ در نـرانـی تو سهشـنـبههـای تـوسـل، مـیـان زائـرها گمان کنم که در این صحن جمکرانی تو دعای پشت سر ما دعای وتر شماست شـبـیه فـاطـمـه در فکـر نـوکـرانی تو چه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارم خوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی تو به یاد نوکری و نوکرت به یادت نیست به جـان فـاطـمـه امّـا عـزیـزمـانـی تو خدا کـند که بیایی شبی به این روضه خدا کند که شبی روضه را بخوانی تو بخوان به یاد غم عمهای که میفرمود: عزیز فاطمه، مضروب خـیزرانی تو عزیز فاطمه، خواهر نداشتی تو مگر که جای دامن من، دست این و آنی تو |